غزل شمارهٔ 4034
Poet: Saib
Toggle stanza 1سیهدلی که ز دوران حضور میجوید
11
سیهدلی که ز دوران حضور میجوید
میان دوزخ سوزنده حور میجوید
22
کسی که چشم تسلی ز آرزو دارد
علاج تشنگی از آب شور میجوید
33
چه سادهلوح فتاده است آبگینه ما
ز سنگلاخ حوادث حضور میجوید
44
بسا که دست ندامت به سرزند آن کس
که تخم ریحان در خاک شور میجوید
55
فریب نعمت الوان مخور که چرخ بخیل
حساب پای ملخ را ز مور میجوید
66
توان به سوز جگر شمع کشته را افروخت
ز آفتاب عبث ماه نور میجوید
77
چگونه سر به گریبان خامشی نکشم
زمانهای است که طوفان تنور میجوید
88
دلی که ملک سلیمان بر او چو زندان بود
حصار عافیت از چشم مور میجوید
99
فلک همیشه طلبکار تنگچشمان است
که روی زشت ز حق چشم کور میجوید
1010
نظر به صافدلان است عشق خونی را
شراب رنگین جام بلور میجوید
1111
چه سادهلوح فتاده است صائب این زاهد
که حق گذاشته حور و قصور میجوید
Sources
Persian text source: Ganjoor

