غزل شمارهٔ 3905
Toggle stanza 1سحر که چهره خورشید را به خون شستند
11
سحر که چهره خورشید را به خون شستند
گلیم بخت من از آب نیلگون شستند
22
رخ از غبار تعلق چو آفتاب بشوی
که گرد پنبه حلاج را به خون شستند
33
صباح روز قیامت چه سرخ رو باشند
کسان که رو به قدحهای لاله گون شستند
44
خبر کبوتر چاه ذقن به بابل برد
تمام بابلیان دست از فسون شستند
55
به هم پیاله ومینا یکی شدند امشب
ز کاسه سر من عقل ذوفنون شستند
66
سخن ز طبع تو صائب گرفت قیمت وقدر
جبین شعر به آب گهر کنون شستند
Sources
Persian text source: Ganjoor

