Toggle stanza 1
سحر که چهره خورشید را به خون شستند
1

سحر که چهره خورشید را به خون شستند

گلیم بخت من از آب نیلگون شستند

2

رخ از غبار تعلق چو آفتاب بشوی

که گرد پنبه حلاج را به خون شستند

3

صباح روز قیامت چه سرخ رو باشند

کسان که رو به قدحهای لاله گون شستند

4

خبر کبوتر چاه ذقن به بابل برد

تمام بابلیان دست از فسون شستند

5

به هم پیاله ومینا یکی شدند امشب

ز کاسه سر من عقل ذوفنون شستند

6

سخن ز طبع تو صائب گرفت قیمت وقدر

جبین شعر به آب گهر کنون شستند

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…