Toggle stanza 1
ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز
1

ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز

مهره بازیچه گردون گردانی هنوز

2

شد بنا گوشت سفید و ظلمت غفلت بجاست

صبح روشن گشت و در خواب پریشانی هنوز

3

شاهراه کشور مرگ است هر موی سفید

ره نمایان گشت ودر رفتن گرانجانی هنوز

4

شد بلند، آوازه طبل رحیل کاروان

از پریشان خاطری در فکر سامانی هنوز

5

قامت خم گشته چوگان است گوی مرگ را

تو همان سرگرم بازی همچوطفلانی هنوز

6

گرچه پیری در سر دست تو گیرایی نهشت

با هزاران آرزو دست و گریبانی هنوز

7

شد طناب عمر سست و خیمه بیرون زد حواس

در سرانجام عمارت سخت بنیانی هنوز

8

در چنین وقتی که می باید به خود پرداختن

واله خال و خط رخسار خوبانی هنوز

9

در چنین وقتی که صائب ساده لوحیهاست باب

تو ز کوته بینشی در جمع دیوانی هنوز

Sources

Persian text source: Ganjoor