Toggle stanza 1
نیست ممکن هر که تنها شد حضورش کم شود
1

نیست ممکن هر که تنها شد حضورش کم شود

گوشه عزلت بهشتی نیست حورش کم شود

2

رتبه آزادگی بالاترست از بندگی

هر که فهمیده است، در دولت غرورش کم شود

3

سالک افسرده فانی می شود پیش از وصول

روزی خاک است هر سیلی که زورش کم شود

4

در سبک مغزان اثر کمتر کند رطل گران

نیست هر کس را شعوری، چون شعورش کم شود؟

5

در طلب چون صبح عالمتاب هرکس صادق است

نیست ممکن قرص خورشید از تنورش کم شود

6

بجز پرشور جنون لنگر نمی گیرد به خود

کی ز سنگ کودکان دیوانه شورش کم شود

7

از فروغ عاریت بگذر که مه با آفتاب

می شود نزدیکتر چندان که نورش کم شود

8

از کهنسالی نمی گردد ملایم آسمان

تا کمان حلقه است هیهات است زورش کم شود

9

هر که داغ لاله رخساری برد با خود به خاک

نیست ممکن روشنی از خاک گورش کم شود

10

نشأه گفتار صائب گشت در پیری زیاد

می شود پرزورتر چون باده شورش کم شود

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…