Toggle stanza 1
حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
1
حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
روغن ز خود بود گهر شبچراغ را
2
نشکفته است غنچه پیکان ز خون گرم
می چون کند شکفته من بی دماغ را؟
3
مرغی که ناله اش نبود آشنای درد
زهرست همچو سبزه بیگانه باغ را
4
آزادگان شکسته دل از چرخ نیستند
چون گل شکسته موج شراب این ایاغ را
5
آسوده از خزانم و فارغ ز نوبهار
در زیر بال خویش کنم سیر باغ را
6
با بدسرشت پرتو نیکان چه می کند؟
در بال زاغ نیست اثر چشم زاغ را
7
دل را حیات از نفس آرمیده است
بیماری نسیم دهد جان چراغ را
8
صائب مدار چشم گشایش ز آسمان
در بیضه راه نیست نسیم فراغ را

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor