Toggle stanza 1
من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
1

من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟

در چنین وقت کجا می رسد آواز به من؟

2

بود بر طاق عدم حقه فیروزه چرخ

عشق آن روز که واکرد سر راز به من

3

تا ره ناقه لیلی به بیابان افتاد

هر سر خار جداگانه کند ناز به من

4

هست در بی خبری مصلحت چند مرا

ورنه از رفتن دل می رسد آواز به من

5

یوسف آن نیست که گردد به خریدار گران

من نه آنم که مرا عشق دهد باز به من

6

شهپر برق ز همراهی من سوخته است

کیست امروز کند دعوی پرواز به من؟

7

چه خیال است که در باده کند کوتاهی؟

داد آن کس که دل میکده پرداز به من

8

صید من گرچه ضعیف است، ولی از دهشت

غنچه گردد چو رسد چنگل شهباز به من

9

شرم عشق است مرا مانع جرأت صائب

ورنه دلدار محال است کند ناز به من

Sources

Persian text source: Ganjoor