غزل شمارهٔ 253
Toggle stanza 1پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
11
پنبه دامن می کشد از داغ مرهم سوز ما
سینه می دزدد نسیم از باغ شبنم سوز ما
22
در بیابانیم و از شوق طواف کعبه سوخت
بال مرغان حرم را آه زمزم سوز ما
33
یک جهان بی درد را در حلقه ماتم کشد
چون کند گیسو پریشان آه ماتم سوز ما
44
سوده الماس با آن جوهر ذاتی که هست
تیغ نتواند شدن با زخم مرهم سوز ما
55
با چراغ طور سر از یک گریبان بر زده است
لاله شبنم گداز آه عالم سوز ما
66
داغ ما صائب ز شمع طور روشن گشته است
کی به یک طوفان و صد طوفان شود کم سوز ما؟

