Toggle stanza 1
خط بر عذار ساده نباشد مباش گو
1

خط بر عذار ساده نباشد مباش گو

درد آشنای باده نباشد مباش گو

2

چون هست در نظر لب میگون و چشم مست

در دست جام باده نباشد مباش گو

3

گل را که خرده ای نبود غنچه خوشترست

دست تهی گشاده نباشد مباش گو

4

آمیزش حلال و حرام است آب و می

ساقی حلالزاده نباشد مباش گو

5

حق می برد به مرکز خود راه بی دلیل

در راه کعبه جاده نباشد مباش گو

6

چون برق، راه خویش کند پاک گرمرو

از خار، راه ساده نباشد مباش گو

7

مژگان یار از خط و خال است بی نیاز

در پیش صف پیاده نباشد مباش گو

8

چون نیست چشم شور به دنبال نقش کم

گر نقش ما زیاده نباشد مباش گو

9

دست گشاده عقده ز دل باز می کند

پیشانی گشاده نباشد مباش گو

10

دریا غریق را دهد از موج بال و پر

با خار و خس اراده نباشد مباش گو

11

صائب چو دور ساختی از نفس سرکشی

سر پیش پا فتاده نباشد مباش گو

Sources

Persian text source: Ganjoor