غزل شمارهٔ 4266
Toggle stanza 1در هر دلی که ریشه غم زعفران شود
11
در هر دلی که ریشه غم زعفران شود
خندان چگونه از می چون ارغوان شود
22
از کوه غم شود دل افگار من سبک
بار گران به کشتی من بادبان شود
33
دریا شود ز گریه رحمت کنار من
از چشم هر که قطره اشکی روان شود
44
در تیغ زهر داده امید حیات هست
بیچاره آن که زخمی تیغ زبان شود
55
خود را به خاکبوس هدف بی نفس رسان
زان پیشتر که قد چو تیرت کمان شود
66
تا هست در رکاب ترا پای اقتدار
فرصت مده به نفس که مطلق عنان شود
77
از گرد سرمه آب ندارد در او صدا
گویا کسی به خاک صفاهان چسان شود
88
چون غنچه می شود نفس بلبلان گره
صائب اگر خموش درین گلستان شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

