غزل شمارهٔ 1325

Toggle stanza 1
بی تو امشب هر سر مویم جدا فریاد داشت
1

بی تو امشب هر سر مویم جدا فریاد داشت

هر رگم در آستین صد نشتر فولاد داشت

2

ذوق خاموشی زبانم را به حرف آورده بود

این جرس را اشتیاق پنبه بر فریاد داشت

3

من که دارم سنگ بردارد ز پیش راه من؟

یار غاری کوهکن چون تیشه فولاد داشت

4

کیست تا شوید غبار از صفحه خاطر مرا؟

جوی شیری پیش دست خویشتن فرهاد داشت

5

تا سپند آن آتشین رخسار را در بزم دید

آنچنان جست از سر آتش که صد فریاد داشت

6

یاد ایامی که صائب در حریم زلف او

پنجه من اعتبار شانه شمشاد داشت

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor