Toggle stanza 1
رخت ازین دنیای پر وحشت به یک سومی کشم
1

رخت ازین دنیای پر وحشت به یک سومی کشم

خویش را در گوشه آن چشم جادو می کشم

2

می کند موج سرابش کار تیغ آبدار

در بیابانی که من گردن چو آهو می کشم

3

تا مگر مغزم به بوی آشنایی برخورد

عمرها شد چون صبا در گلستان بو می کشم

4

کوسر فردی که از عالم سبکبارم کند

کز دو سر دایم گرانی چون ترازو می کشم

5

تا شنیدم می شود از شکر، نعمتها زیاد

هر که رو گردان شد از من دست بررو می کشم

6

پیش ازین آهو به چشمم اعتبار سگ نداشت

این زمان نازسگ لیلی ز آهو می کشم

7

نیست تاب باز منت سرو آزاد مرا

دست بر دل می نهم، پا زین لب جو می کشم

8

از دل بی دست و پای خویش می گیرم خبر

دست اگر گاهی به زلف و کاکل او می کشم

9

چشم اگر افتد به مهر خامشی صائب مرا

حرف ازوبی پرده چون چشم سخنگومی کشم

Sources

Persian text source: Ganjoor