غزل شمارهٔ 3278
Poet: Saib
Toggle stanza 1هرکه تسلیم به فرمان قضا میگردد
11
هرکه تسلیم به فرمان قضا میگردد
بر سرش ابر بلا بال هما میگردد
22
چه ضرور است کشیدن ز مسیحا منّت؟
کامرانی چو کند درد، دوا میگردد
33
بیریاضت نتوان شهره آفاق شدن
مه چو لاغر شود انگشتنما میگردد
44
واصلان گوش ندارند به افسانه عقل
راه گم کرده پی بانگدرا میگردد
55
در تمنای تو ای قافلهسالار بهار
گل جدا، رنگ جدا، بوی جدا میگردد
66
صائب از منت صیقل جگرم گشت کباب
ای خوش آن آینه کز خود به صفا میگردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

