Toggle stanza 1
گشتم غبار و غیرت ناورد من همان
1

گشتم غبار و غیرت ناورد من همان

در چشم خصم خاک زند گرد من همان

2

میخانه را به آب رسانید ساغرم

گل می کند خزان ز رخ زرد من همان

3

صبح قیامت از تب خورشید شد خلاص

از استخوان برون نرود درد من همان

4

دارم چو صبح اگر چه به بر آفتاب را

خون می تراود از نفس سرد من همان

5

با بحر اگر چه دست در آغوش کرده است

چون موج می تپد دل بی درد من همان

6

صائب اگر چه کرد برابر مرا به خاک

دارد سپهر دون سر ناورد من همان

Sources

Persian text source: Ganjoor