غزل شمارهٔ 5110
Poet: Saib
Toggle stanza 1محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
11
محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوض
گرفت خاک سیه،داد مشک ناب عوض
22
ستاره ای به دل از داغ عشق او دارم
که نه به ماه کنم نه به آفتاب عوض
33
به نور عقل درین انجمن کسی بیناست
که کرد دولت بیدار را به خواب عوض
44
شدم خراب زبیم خراج،ازین غافل
که گنج می طلبند از من خراب عوض
55
متاع دل به کسی داده ام که خرسندم
ز بد معاملگی گر دهد حساب عوض
66
که می خورد به می ناب، زهد خشک مرا؟
که با محیط گهر می کند سراب عوض ؟
77
بهشت نقد شود رزق خوش معامله ای
که می فروشد و گیرد زمن کتاب عوض
88
مگر به عشق دل خویش خوش کنم صائب
و گرنه عمر ندارد به هیچ باب عوض
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

