غزل شمارهٔ 2725
Poet: Saib
Toggle stanza 1بی کمندانداز چین آن زلف مشکین می شود
11
بی کمندانداز چین آن زلف مشکین می شود
این کمند ازشوخ چشمی خود بخود چین می شود
22
می کند بیدار حسنش آرزوی خفته را
بلبل از شوخی درین گلزار گلچین می شود
33
خامه مو اینقدرها هم رسا می بوده است؟
پشت پا از سنبل زلفش نگارین می شود؟
44
بیستون بر کوهکن خواب فراغت تلخ کرد
زود می چسبد به دل کاری که شیرین می شود
55
در دل روشن بود تائثیر دیگر حرف را
چهره نازک به یک پیمانه رنگین می شود
66
هرزه گویان بر سر خود، خود بلا می آورند
خنده کبکان دلیل راه شاهین می شود
77
خرمن گل را به یک آغوش دیدن مشکل است
خانه شهری خراب از خانه زین می شود
88
لاله زار حسن را می شبنم بیگانه است
سیب غبغب از سهیل شرم رنگین می شود
99
با خدا بگذار کار دل که این آیینه را
هر که پردازد به زور دست، خودبین می شود
1010
کلک صائب گر چنین خواهد سخن پرداز شد
هر که را باشد نفس، در کار تحسین می شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

