غزل شمارهٔ 5900
Toggle stanza 1پیش از گل رخسار تو افروخته بودم
11
پیش از گل رخسار تو افروخته بودم
چون لاله به داغ تو جگر سوخته بودم
22
شد مشت شراری و مرا در جگرافتاد
چون غنچه اگر خرده ای اندوخته بودم
33
چون شمع درین انجمن از ساده دلیها
رفتم که نفس راست کنم، سوخته بودم
44
بی برگ نمی کرد مرا سردی ایام
گر زان که به کنج قفس آموخته بودم
55
تا صبحدم از خرمن من دود برآورد
شمعی که به راه تو برافروخته بودم
66
از من خبر خوبی این باغ مپرسید
چون لاله گرفتار دل سوخته بودم
77
شد سوخته از گرمروی منزل اول
هر توشه که بهر سفر اندوخته بودم
88
چون لاله ازو داغ جگر سوز به من ماند
شمعی که به صد خون دل افروخته بودم
99
بر آتش من حیرت رخسار تو زد آب
ورنه ز پریشان نظری سوخته بودم
1010
شد پرده بیگانگی از جان مجرد
هر پاره که بر خرقه تن دوخته بودم
1111
صائب جگرم داغ شد از ناله بلبل
هر چند درین کار نفس سوخته بودم
Sources
Persian text source: Ganjoor

