غزل شمارهٔ 5297
Poet: Saib
Toggle stanza 1تا نظر از عارض گلفام او پوشیدهام
تا نظر از عارض گلفام او پوشیدهام
خار در چشمم اگر روی فراغت دیدهام
در به هم پیچیدن زلف درازش عاجزم
من که طومار دو عالم را به هم پیچیدهام
سالها در پردهٔ دل خون خود را خوردهام
تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیدهام
من که شمع محفل قُربم درین وحشتسرا
کافرم گر پیش پای خویشتن را دیدهام
در دهان آتش سوزان به جرات میروم
جامهٔ فتحی ز نقش بوریا پوشیدهام
باد میسنجم کنون و شُکر طالع میکنم
در ترازویی که گوهربارها سنجیدهام
میتوان چون آب خواندن از بیاض چشم من
نامهٔ او را ز بس بر چشم تر مالیدهام
کوه در دامن نگنجد در فضای لامکان
زیر گردون حیرتی دارم که چون گُنجیدهام
جبههٔ من غوطه در گرد کدورت خورده است
غیر پندارد که صندل بر جبین مالیدهام
در بیابان طلب در اولین گامم هنوز
من که چون خورشید بر گرد جهان گردیدهام
کی پریشان میکند خواب اجل صائب مرا
من که در بیداری این خواب پریشان دیدهام
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
برق حسنی در نظر دارم به خود پیچیدهام
جوهر آیینه یعنی موی آتش دیدهام
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1976
هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
پیش من نه دیدهاش را کامتحان دیدهام
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1584
مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیدهام
تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیدهام
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5295
تا شده است از دوربینی عاقبتبین دیدهام
در ترازوی قیامت خویش را سنجیدهام
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5296
Sources
Persian text source: Ganjoor

