Toggle stanza 1
چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
1

چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟

که باده آتش از اشک کباب می دارد

2

عجب که روی به آیینه بی نقاب آرد

چنین که حسن تو پاس حجاب می دارد

3

ز چشم شوخ بتان مردمی مدار طمع

کجا غزال حرم مشک ناب می دارد؟

4

ترا ز کوه فتاده است سخت تر دل سنگ

و گرنه ناله عاشق جواب می دارد

5

امید فرش بود در دل هوسناکان

زمین شور فراوان سراب می دارد

6

چه نسبت است به مور آن میان نازک را؟

میان مور کی این پیچ و تاب می دارد؟

7

اگر چه در دل سنگ است لعل زندانی

امید تربیت از آفتاب می دارد

8

غم من است که بیش است از حساب و شمار

وگرنه ریگ بیابان حساب می دارد

9

به خاک بستم اگر نقش، نیستم غمگین

که سایه بال و پر از آفتاب می دارد

10

نچیده است گلی از ریاض ساده دلی

سیه دلی که نظر بر کتاب می دارد

11

ز چشم دولت بیدار خواب می جوید

ز عشق هر که تمنای خواب می دارد

12

امید لطف نسازد به آب اگر ممزوج

که تاب باده صرف عتاب می دارد؟

13

ز شعر هر که کند آبرو طمع صائب

توقع از گل کاغذ گلاب می دارد

Sources

Persian text source: Ganjoor