غزل شمارهٔ 2420
Poet: Saib
Toggle stanza 1یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
11
یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
چرخ گو ناسازشو چون صحبت ما ساز شد
22
از تماشای رخت اشکم سبک پرواز شد
آفت چشم است چون آیینه خوش پرداز شد
33
دیده هر کس به کبک خوشخرام او فتاد
سینه اش از زخم ناخن سینه شهباز شد
44
بر نیاید پرده شرم و حیا با حسن شوخ
نغمه رسوای جهان از پرده های ساز شد
55
تا برون کردم ز خاطر خار خار آشیان
از قفس بر روی من درهای رحمت باز شد
66
از شکستن ساز می گردد خلاص از گوشمال
ایمن از گردون شدم تا بخت من ناساز شد
77
نیست استاد آن که گاهی تیرش آید بر هدف
آن کماندارست پیش ما که جمع انداز شد
88
ناقصان را در ترقی خودنمایی لازم است
مشک چون گردید خون می بایدش غماز شد
99
هر که چون شبنم درین گلزار خود را جمع کرد
بی تکلف می تواند آسمان پرواز شد
1010
همچو مغز پسته طوطی در شکر پنهان شده است
کلک شکر بار صائب تا سخن پرداز شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

