Toggle stanza 1
سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود
1

سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود

گل زین چمن تمام به چیدن نمی شود

2

در دل گره ز زلف تو داریم شکوه ها

کوتاه حرف ما به شنیدن نمی شود

3

از شرم خویش در پس دیوار مانده ایم

ورنه نقاب مانع دیدن نمی شود

4

از آب تلخ تازه شود داغ تشنگی

حرص شراب کم به کشیدن نمی شود

5

هر چند مادرست به اطفال مهربان

تحصیل شیر جز به مکیدن نمی شود

6

پیری قساوت از دل ظالم نمی برد

دل نرم تیغ را به خمیدن نمی شود

7

خم در خم سپهر، عبث آه کرده است

کم زور این کمان به کشیدن نمی شود

8

در گوهر لطیف بود آب بیقرار

حیرت حجاب اشک چکیدن نمی شود

9

در حسن نقش تن ندهد دل چو ساده شد

آیینه روشناس به دیدن نمی شود

10

صائب ز بس که محو شکر خواب غفلت است

بیدار چشم ما به پریدن نمی شود

Sources

Persian text source: Ganjoor