Toggle stanza 1
تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
1

تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح

شد آب از خجالت قند دوباره صبح

2

از سرمه دل شب روشن شود چراغش

هر کس ز خواب خیزد پیش از ستاره صبح

3

تا آتشین نکرده است از آفتاب پستان

آبی به روی خود زن ای شیرخواره صبح

4

نقد حیات خود را صرف پری رخان کن

کز وصل آفتاب است عمر دوباره صبح

5

در سینه های صاف است دلهای زنده را جای

خورشید شیر مست است در گاهواره صبح

6

در بحر و بر عالم شبها دلیل گردد

چشمی که شد چو انجم محو نظاره صبح

7

پیران صاف طینت رای صواب دارند

صائب مگرد غافل از استشاره صبح

Sources

Persian text source: Ganjoor