غزل شمارهٔ 4197
Toggle stanza 1حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
11
حیران عشق او زر وگوهر چه می کند
آن را که آرزو نبود زر چه می کند
22
یک دل بجان رساند من دردمند را
با صد دل شکسته صنوبر چه می کند
33
عاشق ز سرد مهری ایام فارغ است
فصل خزان به چهره چون زر چه می کند
44
جسم نزار جامه فتح است مرد را
شمشیر مو شکاف به جوهر چه می کند
55
روشندلان مقید زینت نمی شوند
روی منیر آینه زیور چه می کند
66
دامان دشت صفحه مشق جنون بس است
دیوانه کلک وکاغذ ودفتر چه می کند
77
صائب عبث به فکر شهادت فتاده است
فتراک عشق وحشی لاغر چه می کند
Sources
Persian text source: Ganjoor

