غزل شمارهٔ 5302
Toggle stanza 1عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
11
عشرت روی زمین در بردباری دیده ام
نقش پایم نقش خود در خاکساری دیده ام
22
وای بر جانم اگر عزت پرستان پی برند
اعتباری را که در بی اعتباری دیده ام
33
خضر در ظلمت سرای چشمه حیوان ندید
آنچه من از فیض درشب زنده داری دیده ام
44
حسن در زندان همان برمسند فرماندهی است
من عزیز مصر را در وقت خواری دیده ام
55
لخت دل بسیار از چشمم به دامن رفته است
داغ چندین لاله چون بهاری دیده ام
Sources
Persian text source: Ganjoor

