غزل شمارهٔ 480
Toggle stanza 1مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
11
مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
ابجد تازه سوادان خط جام است اینجا
22
از سفر کردن ظاهر، نشود کار تمام
هر که در خویش سفر کرد تمام است اینجا
33
نشود جمع، زبان آوری و سوختگی
سخن از شمع مگویید که خام است اینجا
44
سخن عشق چو آید به میان خامش باش
لب گشودن به تکلم لب بام است اینجا
55
عارفان تلخ لب خود به شکایت نکنند
کجروی های فلک گردش جام است اینجا
66
تلخکامی نبود در شکرستان وصال
نامه آور نگه و بوسه پیام است اینجا
77
صید خود گوشه نشینان به توجه گیرند
دیده منتظران حلقه دام است اینجا
88
به غم این یک دو نفس را گذراندن ستم است
خنده صبح به دلگیری شام است اینجا
99
ذره تا مهر ندارند درین بزم قرار
بنما خاطر آسوده کدام است اینجا
1010
در غم آباد فلک رخنه آزادی نیست
چشم تا کار کند حلقه دام است اینجا
1111
پای در خلوت ما از در عادت مگذار
در دل باز چو شد وقت سلام است اینجا
1212
زلف را شانه زد، ای بال فشانان چمن
زود خود را برسانید که دام است اینجا!
1313
نیست مقبول دل عشق، پسندیده عقل
هر که آدم بود آنجا، دد و دام است اینجا
1414
تا در آتشکده دل نگدازی صائب
دعوی پختگی اندیشه خام است اینجا
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
طرف باغ و لب جوی و لب جام است اینجا
ساقیا خیز که پرهیز حرام است اینجا
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 73
کوی عشق است و همه دانه و دام است اینجا
جلوهٔ مردم آزاده حرام است اینجا
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 2
هست این میکده و دعوت عام است اینجا
قسمت باده به اندازهٔ جام است اینجا
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 31 - جهان عمل

