Toggle stanza 1
ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
1

ملال در دل آزاده جا نمی گیرد

زمین ساده ما نقش پا نمی گیرد

2

حریف پرتو منت نمی شود دل من

ز صیقل آینه من جلا نمی گیرد

3

کجا دراز شود پیش این سیاه دلان؟

که رنگ، دست غیور از حنا نمی گیرد

4

سری به افسر آزادگی سزاوارست

که جا به سایه بال هما نمی گیرد

5

به هرکه نیست به حق آشنا، ندارد کار

سگی است نفس که جز آشنا نمی گیرد

6

چگونه بلبل ازین گلستان کند پرواز؟

که شبنم از رخ گلها هوا نمی گیرد

7

سبک ز دشت وجود آنچنان گذر کردیم

که خون آبله ای پای ما نمی گیرد

8

اگر سفر کنی از خویش در جوانی کن

که جای پای سبکرو عصا نمی گیرد

9

کریم را ز طرف نیست چشم استحقاق

به کفر، رزق ز کافر خدا نمی گیرد

10

اگر ز اهل دلی از گزند ایمن باش

سگ محله عشق آشنا نمی گیرد

11

کشیده ام ز طمع دست خود چنان صائب

که نقش، پهلویم از بوریا نمی گیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3798 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood