غزل شمارهٔ 2775
Poet: Saib
Toggle stanza 1تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
11
تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
از گریبانش نشد مهر بلند اختر سفید
22
عقل معذورست اگر شد در فروغ عشق محو
پیش خورشید درخشان چون شود اختر سفید؟
33
عاشق صادق نمی اندیشد از روز حساب
نامه صبح است در هنگامه محشر سفید
44
از خط مشکین یکی صد شد صفای عارضش
نامه آیینه می گردد زخاکستر سفید
55
تیشه از خون روی سخت کوهکن را سرخ کرد
تا نسازد راه قصر یار را دیگر سفید
66
از بناگوش تو دارد صبح چندین آب و تاب
می نماید از صفای شیر این شکر سفید
77
خون خود را مشک کردن کار هر بیدرد نیست
نافه را گردید ازین اندیشه موی سر سفید
88
دفتر ایام از افکار رنگین ساده بود
شد زنور رای صائب روی این دفتر سفید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

