Toggle stanza 1
حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش
1

حسن تو باده ای است که شرم است شیشه اش

خال تو دانه ای است که دام است ریشه اش

2

روی تو آتشی است که زلف است دود او

شیری است غمزه تو که دلهاست بیشه اش

3

سروی است قامت تو که ازجای می کند

در هر دلی که پنجه فرو برد ریشه اش

4

دست از هنر چگونه نشوید کسی به خون ؟

فرهاد را ز پای درآورد تیشه اش

5

چون اختیار پیشه و شغل دگر کند؟

صائب که شد ز روز ازل عشق پیشه اش

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…