Toggle stanza 1
سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
1

سر بر فلک ز همت والا کشیده ام

تسبیح را ز دست ثریا کشیده ام

2

هرگز نشد که بر سر حرف آورم ترا

من کز دهان غنچه سخن وا کشیده ام

3

گرکوه بیستون طرف بحث من شده است

در خاک و خون به موی مدارا کشیده ام

4

نیسان چرا گهر نکند قطره مرا؟

کم محنتی ز تلخی دریا کشیده ام؟

5

از پا کشند بی ادبان خار را و من

از خار راه او ز ادب پا کشیده ام

6

از خاکمال حادثه ایمن نبوده ام

چون سایه رخت خویش به هر جا کشیده ام

7

بارست بر تجرد من تهمت لباس

داغم که پا به دامن صحرا کشیده ام!

8

صائب دچار نشتر الماس گشته است

بیش از گلیم خویش اگر پا کشیده ام

Sources

Persian text source: Ganjoor