Toggle stanza 1
نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم
1

نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم

همه جا رقص کنان همچو شرار آمده ایم

2

عشق استاده و ما جای دگر مشغولیم

به طواف حرم از بهر شکار آمده ایم

3

نقد جان چیست که در راه فنا نتوان باخت؟

ما درین کار به صد حرص شرار آمده ایم

4

برگ ما لخت جگر، میوه ما بار دل است

ما چه نخلیم ندانیم به بار آمده ایم

5

چشم باطن بگشا، رم مخور از ظاهر ما

گنج عشقیم که در کسوت مار آمده ایم

6

چهره عیش در آیینه ما ننموده است

تا به این خانه پر گرد و غبار آمده ایم

7

پرده سنگ خطر دامن ساحل بوده است

دل ما خوش که ز دریا به کنار آمده ایم

8

نیست یک نقطه بیکار درین صفحه خاک

ما درین غمکده یارب به چه کار آمده ایم

9

چون گل از خاک به نظاره رویش صائب

با طبقهای پر از زر نثار آمده ایم

Sources

Persian text source: Ganjoor