غزل شمارهٔ 2483
Poet: Saib
Toggle stanza 1گلرخان از خون ما رخساره گلگون کردهاند
11
گلرخان از خون ما رخساره گلگون کردهاند
صد جگر افشرده تا یک جام پرخون کردهاند
22
از غبار خاکساری دیده رغبت مپوش
بر سر این خاک، ارباب نظر خون کردهاند
33
سهل باشد سر بر آوردن ز جیب آسمان
زین قبا مردان به طفلی دست بیرون کردهاند
44
در نظربازی سرآمد چون نباشند آهوان؟
مدتی زانوی خود ته پیش مجنون کردهاند
55
آنچه میپیچد درین دریا به خود، گرداب نیست
اشکریزان حلقهها در گوش جیحون کردهاند
66
جامه خاکستری از سوز دل پوشیدهاند
قمریان تا مصرعی چون سرو موزون کردهاند
77
در بیابان جنون هر جا که جوش لالهای است
عاشقان خاری ز پای خویش بیرون کردهاند
88
عارفان صائب ز سعد و نحس انجم فارغند
صلح کل با ثابت و سیار گردون کردهاند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

