Toggle stanza 1
فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر
1

فریب دل مخور از دیده شیرانه اخگر

که از یک قطره (می)پر می شود پیمانه اخگر

2

دل عشاق دریک پله دارد شادی و غم را

به یک نرخ است عود و خس به وحدتخانه اخگر

3

اگر چون گل گریبان چاک سازد جای آن دارد

زدل آن را که درپیراهن افتد دانه اخگر

4

فضایی همچو آب زندگانی درنظر دارد

شرر راکی نشیند دل به ماتمخانه اخگر؟

5

ز داغ لاله درتابم که بااین تنگ ظرفیها

جگر دارانه بر سر می کشد پیمانه اخگر

6

زدلسوزی به چشم روشن خود می دهد جایش

اگر خاشاک می آید به مهمانخانه اخگر

7

دل ما می جهد آخر ز قید چرخ بر انجم

سپند ما نخواهد مانددر غمخانه اخگر

8

چه آتش بود عشق انداخت در دامان این صحرا

که شد هر دانه زنجیر مجنون دانه اخگر

9

بررویی که من زان آتشین رو دیده ام صائب

به یک صحبت سمندر راکند بیگانه اخگر

Sources

Persian text source: Ganjoor