Toggle stanza 1
خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما
1

خون در دل هوا و هوس کرده ایم ما

منع سگان هرزه مرس کرده ایم ما

2

مردانه از حلاوت هستی گذشته ایم

این شهد را به کار مگس کرده ایم ما

3

چون صبح تا ز مشرق هستی دمیده ایم

جان در تن جهان به نفس کرده ایم ما

4

چون بر زبان حدیث خدا ترسی آوریم؟

ترک قدح ز بیم عسس کرده ایم ما

5

مهر خموشی از لب طاقت گرفته ایم

تبخال را به ناله جرس کرده ایم ما

6

جا داده ایم در دل خود مور حرص را

سیمرغ را شکار مگس کرده ایم ما

7

دزدیده ایم در دل صد چاک آه را

مرغ بهشت را به قفس کرده ایم ما

8

در زیر چرخ یاری اگر هست بی کسی است

پر امتحان ناکس و کس کرده ایم ما

9

صائب حریف عجز هم آواز نیستیم

از راه عجز نیست که بس کرده ایم ما

Sources

Persian text source: Ganjoor