Toggle stanza 1
تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
1
تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
در چشمه از نشاط نگنجیده است آب
2
بر روی آب آنچه نماید حباب نیست
صد پیرهن ز عکس تو بالیده است آب
3
تا سرو خوش خرام تو از باغ رفته است
رخسار خود ز موج خراشیده است آب
4
نعلش در آتش است ز هر موج پیش بحر
آسودگی ز عمر کجا دیده است آب
5
غلطد چنین که بر دم شمشیر خون من
هرگز به روی سبزه نغلطیده است آب
6
نگذاشت آب در جگر تیغ زخم من
از تیغ اگر چه زخم ندزدیده است آب
7
زینسان که من به نیک و بد دهر ساختم
با خار و گل ز لطف نجوشیده است آب
8
ضایع مساز حرف نصیحت به غافلان
بر روی پای خفته که پاشیده است آب؟
9
پیچد چنان که در تن خاکی روان من
در جویبار تنگ نپیچیده است آب
10
صائب ز خوشگواری آب است بی خبر
هر کس که از سفال ننوشیده است آب

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor