غزل شمارهٔ 5834
Toggle stanza 1عمری است ما لب از طمع خام بستهایم
11
عمری است ما لب از طمع خام بستهایم
از صبر سنگ بر دل ناکام بستهایم
22
مینای باده با رگ گردن مطیع ماست
تا لب ز گفتگو چو لب جام بستهایم
33
از شکرست بستر و بالین ما چو مغز
تا دیده از نظاره چو بادام بستهایم
44
بیطالعیم، ورنه درین طرفه صیدگاه
چندان که چشم کار کند دام بستهایم
55
زان لب کز او کسی نشنیده است حرف تلخ
امیدها به بوسه و پیغام بستهایم
66
اسباب کامرانی خصم است سالها
طرفی که ما ازین دل خود کام بستهایم
77
هرچند بر زمین پر ما نقش بسته است
احرام بوسه لب آن بام بستهایم
88
ز آغاز میتوان به سرانجام راه برد
ما دل عبث به فکر سرانجام بستهایم
99
چون دانه نیست عاریتی سیر دام ما
ما دل به دام چون گره دام بستهایم
1010
صائب به ذوق ما نتوان یافت کافری
زنار را به رغبت احرام بستهایم
Sources
Persian text source: Ganjoor

