غزل شمارهٔ 1032
Toggle stanza 1داستان شوق را تحریر کردن مشکل است
11
داستان شوق را تحریر کردن مشکل است
بحر را از موج در زنجیر کردن مشکل است
22
بند پیش سیل بی زنهار نتواند گرفت
بی قرار شوق را زنجیر کردن مشکل است
33
با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟
چشم روزن را ز پرتو سیر کردن مشکل است
44
می توان ز افسانه کردن چشم آهو را به خواب
چشم عیار ترا تسخیر کردن مشکل است
55
دستگیری نیست پیری را به جز افتادگی
این کهن دیوار را تعمیر کردن مشکل است
66
خواب زاهد تلخ گردیده است از یاد بهشت
کودکان را ترک جوی شیر کردن مشکل است
77
گفتگوی اهل غفلت قابل تأویل نیست
خواب پای خفته را تعبیر کردن مشکل است
88
معنی پیچیده می پیچد زبان تقریر را
آیه آن زلف را تفسیر کردن مشکل است
99
هست زیر آسمان امنیت خاطر محال
خواب راحت در دهان شیر کردن مشکل است
1010
با صف مژگان نظربازی نه کار هر کس است
دیده را آماجگاه تیر کردن مشکل است
1111
خط غباری نیست کز وی دل توان برداشتن
چاره این خاک دامنگیر کردن مشکل است
1212
تشنگی نتوان به شبنم بردن از ریگ روان
دیده نادیدگان را سیر کردن مشکل است
1313
با خیال خشک تا کی سر به یک بالین نهم؟
دست در آغوش با تصویر کردن مشکل است
1414
نیست جز تسلیم صائب هیچ درمان عشق را
پنجه در سر پنجه تقدیر کردن مشکل است
Zameen

