غزل شمارهٔ 5136
Poet: Saib
Toggle stanza 1منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
11
منم به نکهت خشکی ز بوستان قانع
ز وصل گل به خس و خار آشیان قانع
22
درون خانه شکارش آماده است
کسی که گشت به خمیازه چون کمان قانع
33
زبان دراز بود، هرکه همچو تیغ شود
به خون ز نعمت الوان این جهان قانع
44
چرا طفیلی زاغ سیاه کاسه شود؟
کسی که همچو هما شد به استخوان قانع
55
به سیم ، دامن یوسف ز دست نتوان داد
ازان جهان نتوان شد به این جهان قانع
66
همیشه بر لب بام خطر بود درخواب
ز صدر هرکه نگردد به آستان قانع
77
ز آب خضر حیات ابد تمنا کن
مشو ز تیغ شهادت به نیم جان قانع
88
شود خزینه اسرار سینه اش صائب
کسی که شد به لب خامش ازبیان قانع
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

