Toggle stanza 1
قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است
1

قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است

روزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای است

2

هر گلی را نوبهاری هست در باغ جهان

نوبهار ما نظربازان ز روی تازه ای است

3

هر رگ ابری پی جمعیت دردی کشان

کز خزان پاشیده اند از یکدگر شیرازه ای است

4

همچو طوق قمری از سرو سهی در بوستان

قسمت ما زان قد رعنا همین خمیازه ای است

5

روی شرم آلود را گلگونه ای در کار نیست

چهره سیمین بران را شرم بهتر غازه ای است

6

چشم بینش گر گشایی بر سراپای وجود

از برای حرف کم گفتن دهن اندازه ای است

7

از خیال آسمان پیما به گلزار سخن

مبدعش صائب بود هر جا زمین تازه ای است

Sources

Persian text source: Ganjoor