غزل شمارهٔ 1031
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ارکردنمشکلاست
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
11
وقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل است
در بهاران پشت بر گلزار کردن مشکل است
22
می توان کردن به تلقین زنده خون مرده را
بخت خواب آلود را بیدار کردن مشکل است
33
می گریزند اهل دل از صحبت زهاد خشک
رو به روی صورت دیوار کردن مشکل است
44
می رسد از ذوق هر کاری به معراج کمال
بر امید کارفرما کار کردن مشکل است
55
بحر از باد مخالف می شود شوریده تر
از نصیحت مست را هشیار کردن مشکل است
66
اختیاری نیست فریاد من از وضع جهان
سیل را خاموش در کهسار کردن مشکل است
77
می توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را
زندگانی را به خود هموار کردن مشکل است
88
هست در آمیزش تردامنان مرگ شرار
پیش خامان سوز خود اظهار کردن مشکل است
99
در گذر صائب ز دل، افتاد چون در قید زلف
مهره بیرون از دهان مار کردن مشکل است

