غزل شمارهٔ 2304
Toggle stanza 1دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
11
دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
قند باشد در دهان مردم بیمار تلخ
22
می کشد از لطف عاشق تلخی زهر عتاب
باده شیرین بود در مشرب خمار تلخ
33
تلختر باشد رهین منت سوزن شدن
بر تهی پایان بود هر چند زخم خار تلخ
44
کام هر کس را که از اقبال شیرین کرد چرخ
چشم تا بر هم زنی می سازد از ادبار تلخ
55
شش جهت شان عسل شد گرچه از زنبور من
شد ز حرف تلخ گوشم چون دهان مار تلخ
66
نیست بر کوتاه بینان وضع دنیا ناگوار
باشد این خواب پریشان بر اولوالابصار تلخ
77
می خورد ابروی او در وسمه خون خویش را
زنگ باشد بر دل شمشیر جوهردار تیغ
88
نیشکر بعد از شکستن می شود شاخ نبات
از شکست خلق روی خود مکن زنهار تلخ
99
می کند بر دیده قانع به شکرخواب امن
سایه بال هما را سایه دیوار تلخ
1010
تا زبان خامه صائب سخن پرداز شد
طوطیان را حرف شیرین گشت در منقار تلخ
Sources
Persian text source: Ganjoor

