Toggle stanza 1
نقش روی تو در آیینه جان صورت بست
1

نقش روی تو در آیینه جان صورت بست

آنچه می خواستم از غیب همان صورت بست

2

صحبت آینه و عکس بود پا به رکاب

در دل و دیده خیال تو چسان صورت بست؟

3

از سر کلک قضا نقطه اول که چکید

زان سیاهی دل و چشم نگران صورت بست

4

عشق ازان برق که در خرمن آدم افکند

از دخانش فلک گرم عنان صورت بست

5

حسن تا پرده ز رخساره گلرنگ گرفت

عشق با دیده خونابه فشان صورت بست

6

صورت هر چه درین نشأه دل از خلق گرفت

روی ازین نشأه چو گرداند همان صورت بست

7

صورت حال من از خامه نقاش بپرس

نقش بیچاره چه داند که چسان صورت بست؟

8

پیش ازین فکر همه صورت بی معنی بود

معنی از خامه صائب به جهان صورت بست

Sources

Persian text source: Ganjoor