Toggle stanza 1
سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
1

سنجد کسی که باده و تریاک را به هم

نسبت کند سخاوت و امساک را به هم

2

پای مرا به دامن عزلت شکسته است

بسته است آن که دامن افلاک را به هم

3

دارم امیدها به گرستن که دست داد

از گریه خوشه های گهر تاک را به هم

4

پای چراغ را نبود بهره از چراغ

خصمی است بخت و شعله ادراک را به هم

5

غافل مشو چو لاله ز ادراک نشأتین

یک کاسه ساز باده و تریاک را به هم

6

عاجز ز خارزار علایق شدم، کجاست

سیلی که آرد این خس و خاشاک را به هم؟

7

جز زلف دلفریب، که پیوند می دهد؟

چون تار سبحه صد دل غمناک را به هم

8

صائب صفا کسی ز که دیگر طمع کند؟

خصمی است آب و آینه پاک را به هم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 5830 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood