غزل شمارهٔ 3196
Poet: Saib
Toggle stanza 1دل از مژگان خوابآلود در زنهار میآید
دل از مژگان خوابآلود در زنهار میآید
بلای جان بود تیغی که لنگردار میآید
میانجی نیست حاجت نقطه و پرگار وحدت را
سر همت بلندان خود به پای دار میآید
ندارد جنگ با هم شیوه مستوری و مستی
ز جوش می به گوشم بانگ استغفار میآید
ز قید صد گره در یک گره میافکند خود را
کسی کز حلقه تسبیح در زنار میآید
تو چون طفلان ز وصل گل به دیدن نیستی قانع
وگرنه کار در از رخنه دیوار میآید
خلاصی از ملامت نیست سرگرم محبت را
سر خورشید هرجا رفت بر دیوار میآید
محال است این که داغ لالهرویان در جگر ماند
گل رنگین به سیر گوشه دستار میآید
نواسنجی که در دل زخم خاری دارد از غیرت
به جای ناله خون گرمش از منقار میآید
سخن را صاف خواهی، لوح دل را صاف کن صائب
که از آیینه طوطی بر سر گفتار میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ز من در هجر او هردم فغان زار میآید
خوش آن چشمی که آن هردم بر آن رخسار میآید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 410
ندانم تا چه باد است این که از گلزار میآید
کزو بوی خوش گیسوی آن دلدار میآید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 412
چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید
مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار میآید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 591
برون شو ای غم از سینه، که لطف یار میآید
تو هم ای دل ز من گم شو، که آن دلدار میآید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 593
صبا وقت سحر گویی ز کوی یار میآید
که بوی او شفای جان هر بیمار میآید
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 114
صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار میآید
که بوی او شفای جان هر بیمار میآید
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 115
غم عالم به دل از دیده خونبار میآید
به این گلشن خزان از رخنه دیوار میآید
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3195
Sources
Persian text source: Ganjoor

