Toggle stanza 1
زآه و دود عاشق حسن را کلفت نمی‌گیرد
1

زآه و دود عاشق حسن را کلفت نمی‌گیرد

که آب زندگانی را دل از ظلمت نمی‌گیرد

2

مرا کرده است وحشی آنچنان اندیشه لیلی

که با آهو دل مجنون من الفت نمی‌گیرد

3

مگر دست دعایی چند را همدست خود سازد

وگرنه دست تنها دامن دولت نمی‌گیرد

4

ز معنی هرکه بیگانه است از خلوت کند وحشت

وگرنه اهل معنی را دل از خلوت نمی‌گیرد

5

به رشوت عامل از خود گر کند اصحاب سلطان را

مکافات عمل از هیچ کس رشوت نمی‌گیرد

6

مپرس از ساده‌لوحان صورت حال جهان صائب

که دل آیینه را از عالم صورت نمی‌گیرد

Sources

Persian text source: Ganjoor