غزل شمارهٔ 3287
Poet: Saib
Toggle stanza 1کوه در بادیه شوق کمر میبندد
11
کوه در بادیه شوق کمر میبندد
خاک چون آب روان بار سفر میبندد
22
نیست از فوطهربایان جهان پروایش
موی ژولیده خود هرکه به سر میبندد
33
ماه شبگرد من از خانه چو آید بیرون
ماه در خدمتش از هاله کمر میبندد
44
گوهر پاک مرا کام نهنگ است صدف
کمر کشتی من موج خطر میبندد
55
تربتش را به چراغ دگران حاجت نیست
هرکه از داغ تو آیین جگر میبندد
66
سنگ میبارد از افلاک، ندانم دیگر
نخل امید که امروز ثمر میبندد
77
سخن پاک بود در طلب سینه پاک
که گهر در صدف پاک گهر میبندد
88
میتراود سخن عشق ز لبهای خموش
لنگر سنگ کجا بال شرر میبندد؟
99
دشت چون حلقه فتراک بر او تنگ شود
چشم شوخ تو به صیدی که نظر میبندد
1010
چون به زر عمر مقدر نفراید صائب
غنچه چندین به گره بهر چه زر میبندد؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

