غزل شمارهٔ 3340
Poet: Saib
Toggle stanza 1پای بر چرخ نهد هرکه ز سر میگذرد
پای بر چرخ نهد هرکه ز سر میگذرد
رشته چون بیگره افتد ز گهر میگذرد
جگر شیر نداری سفر عشق مکن
سبزه تیغ در این ره ز کمر میگذرد
در بیابان فنا قافلهٔ شوق من است
کاروانی که غبارش ز خبر میگذرد
دل دشمن به تهیدستی من میسوزد
برق از این مزرعه با دیدهٔ تر میگذرد
گرمی لالهرخان قابل دل بستن نیست
که به یک چشم زدن همچو شرر میگذرد
در چنین فصل که نم در قدح شبنم نیست
خار دیوار تو را آب ز سر میگذرد
غنچهٔ زندهدلی در دل شب میخندد
فیض، آبی است که از جوی سحر میگذرد
عارفان از سخن سرد پریشان نشوند
عمر گل در قدم باد سحر میگذرد
نسبت دامن پاک تو به گل محض خطاست
که سخن در صدف پاک گهر میگذرد
چون صدف مهر خموشی نزند بر لب خویش؟
سخن صائب پاکیزهگهر میگذرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
عرقآلوده جمالی ز نظر میگذرد
کزحیا چون عرقم آب ز سر میگذرد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1072
زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
شبنمی نیست که بیدیدهٔ تر میگذرد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1073
دم عیسی است که با باد سحر میگذرد
وآب خضر است که بر روی خضر میگذرد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 196
Sources
Persian text source: Ganjoor

