غزل شمارهٔ 5796
Toggle stanza 1امشب به آه سرد ره خواب میزدم
11
امشب به آه سرد ره خواب میزدم
در کوی یار، سیر چو مهتاب میزدم
22
در جام دیده پاره دل میگداختم
جولانگه خیال ترا آب میزدم
33
مژگان به هم رساندنم از بیغمی نبود
هر لحظه نیشتر به رگ خواب میزدم
44
فکر دهان تنگ توام داشت در میان
تا صبح بیپیاله می ناب میزدم
55
چون موج، سینه بر دل دریای پرخطر
از اشتیاق گوهر نایاب میزدم
66
تا صبح بود صحبت من گرم با خیال
بر یاد شمع سینه به مهتاب میزدم
77
از شغل گریه مطلب دیگر نداشتم
آبی به روی بخت گرانخواب میزدم
88
سنگ از تپیدن دل بیتاب خویشتن
تا صبحدم به سینه محراب میزدم
99
میشد چو نقطه دایره حیرتم وسیع
چندان که سیر و دور چو گرداب میزدم
1010
از ضعف اگرچه بال پریدن نداشت چشم
فال مراد دیدن احباب میزدم
1111
صائب نبود بیسببی اضطراب من
دامن به آتش دل بیتاب میزدم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

