غزل شمارهٔ 4787
Poet: Saib
Toggle stanza 1دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
که رنگِ من به زبانِ شکسته شد غَمّاز
مباش ایمن ازان چشمهای شرمآلود
که چشمدوخته گیرد شکارِ خود این باز
چو دید طاقِ دو ابروی یار، برگردید
کسی که گفت روا در دو قبله نیست نماز
ازان ز حلقه بگوشانِ خطِ مشکینم
که کرد حسن ترا خطِ نیازمندِ نیاز
ز عرضِ حال در ایامِ خط مشو غافل
که وقتِ شام بود تنگ در ادای نماز
دلی که با نفسِ گرمِ عشق آب نشد
ز آفتابِ قیامت نمیرود به گداز
چنان که سیل خس و خار را به دریا بُرد
مرا به عشقِ حقیقی کشید عشقِ مجاز
حباب مانعِ جوش و خروشِ دریا نیست
نگشت مُهرِ خموشی نقابِ چهرهٔ راز
ترا تردد خاطر کشیده است به بند
که آب میشود از موجِ خویش سلسلهساز
به فکرِ صائب ازان میکنند رغبت خلق
که یاد میدهد از طرزِ حافظِ شیراز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1127
به کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
در آب آینه، موجیست بینشیب و فراز
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1711
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز!
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 13
هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
ز رویِ صدق و صفا گشته با دلم دَمساز
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 258
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
چه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نواز؟
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 259
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 69
برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز
هلا بیا شب لولی و کار هر دو بساز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1201
به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز
که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1202
جزای نیک و بد خلق با خدای انداز
که دست ظلم نماند چنین که هست دراز
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 143
گروهی از سر بیمغز بیخبر گویند
بریده به سر بدگوی تا نگوید راز
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 144
Sources
Persian text source: Ganjoor

