غزل شمارهٔ 2535
Poet: Saib
Toggle stanza 1ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند
11
ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند
گریه پا در رکابم شهر را هامون کند
22
دامن فکر بلند آسان نمی آید به دست
سرو می پیچد به خود تا مصرعی موزون کند
33
دست لیلی را غرور حسن دارد در نگار
پنجه شیران مگر دلجویی مجنون کند
44
پای ما از خار صحرای جنون را ساده کرد
وای بر دستی که خار از پای ما بیرون کند
55
کار با عمامه و دور شکم افتاده است
خم درین محفل بزرگیها به افلاطون کند
66
رزق ما لب بستگان را بی طلب خواهد رساند
آن که خاک بی زبان را طعمه از قارون کند
77
صفحه را جیب و بغل گنجینه گوهر شود
خامه صائب چو دست از آستین بیرون کند
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

