غزل شمارهٔ 6402

Toggle stanza 1
آرد به وجد سوختگان را نوای من
1

آرد به وجد سوختگان را نوای من

مردافکن است باده مردآزمای من

2

دلهای خامسوز چه داند که چون کباب

خون می چکد ز ناله دردآشنای من

3

در هر دلی که نیست در او کوه درد و غم

صورت پذیر نیست که پیچید صدای من

4

سیلی که پشت پای زند هر دو کون را

خونابه ای است از دل بی مدعای من

5

از گنج نامه پی به سر گنج می برند

پیداست دلشکستگی از بوریای من

6

چون صبحدم فروغ من از نور راستی است

چشم ستاره محو شود در صفای من

7

چشم دلم به خرمن دونان نمی پرد

بر کهکشان بود نظر کهربای من

8

صائب همان زمان جگرم ریش می شود

خاری اگر شکسته شود زیر پای من

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor