غزل شمارهٔ 126
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ابمیسازدمرا
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1چشمِ او چندان که مستِ خواب میسازد مرا
11
چشمِ او چندان که مستِ خواب میسازد مرا
تابِ آن موی میان بیتاب میسازد مرا
22
تا شدم محوِ جمالِ او، اثر از من نماند
چون کتان آمیزشِ مهتاب میسازد مرا
33
تا نگشتم دور ازو، کامل نگشتم، همچو ماه
دوریِ خورشید عالمتاب میسازد مرا
44
خوشدلم با آهِ سرد و گریههای آتشین
بیتکلّف این هوا و آب میسازد مرا
55
سر نمیپیچم چو طفل از گوشمالِ روزگار
جوهرِ تیغم که پیچ و تاب میسازد مرا
66
در گدازِ گوهرِ من آتشی در کار نیست
دیدنِ گل همچو شبنم آب میسازد مرا
77
گرچه امروز از رُعونَت سر فرو نارد به من
خاک چون گَردِ فلک محراب میسازد مرا
88
این سبکروحی که من از کُنجِ عُزلت دیدهام
دلگران از صحبتِ اَحباب میسازد مرا
99
خاکساران صیقلِ آیینهٔ یکدیگرند
دُردِ مِیّ بیش از شرابِ ناب میسازد مرا
1010
میگذارم سر به پای خاک، صائب سایهوار
چرخ اگر خورشیدِ عالمتاب میسازد مرا

